×× ماحصل اون سفر دندون شکسته ی من بود... از اینکه دندونم شکست خیلی ناراحتم. تو این بی پولی و هزینه های زیاد این دیگه نورعلی نور بود. موندم چه کنم باهاش. دیگه شاید نتونم بلند بلند بخندم...
××× راستش تهران دیگه برای من دوست داشتنی نیست، دلم میخواد هر چی سریعتر جمع کنم و برم کنج اتاقک خودم، کنار بابا و مامان، ولی بیکاری بد دردیه...
×××× زلزله... هشت روز ازش گذشته ولی دردش هر روز از روز قبل بیشتره... مردی که همه ی اعضای خانوادش رو از دست میده و ترجیح میده کلا دیگه توی این دنیا نباشه و خودش رو می کشه... زلزله تو چند ثانیه همه چی رو خراب نمی کنه، زلزله یک عمر همه چی رو خراب می کنه....
5. میشه نباشم لطفاً؟...ما را در سایت 5. میشه نباشم لطفاً؟ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 48